سخنراني دکتر احمدی نژاد در مراسم توديع دكتر رهبر و معارفه رييس جديد سازمان مديريت و برنامه ريزي كشو
سخنراني دکتر احمدی نژاد در مراسم توديع دكتر رهبر و معارفه رييس جديد سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور- يکشنبه 28 آبان 1385
13:21 - شناسه خبر: 667 - يکشنبه 28 آبان 1385
برای شنیدن این فایل لطفا روی این لینک (این جا) کلیک کنید
برای دانلود (این جا) را کلیک کنید.
لینک کانال تلگرامی :https://telegram.me/drahmadinejads
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر و اجعلنا من خير اعوانه و انصاره والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم يك بار ديگر اين فرصت را فراهم كرد تا در جمع همكاران عزيز و صميمي ام در سازمان مديريت و برنامه ريزي حاضر بشوم. البته همان طور كه گفتند اين جلسات توديع و معارفه بالاخره حال و هواي خاص خودش را دارد كه من تكرار نمي كنم. همان طور كه همة شما مي دانيد در افق 20 ساله ملت ايران ، كشور و نظام جمهوري اسلامي بايد به كشوري پيشرفته، مقتدر، الهام بخش و الگو تبديل بشود. اين همان چيزي است كه اگر در يك كلمه بخواهيم خلاصه بكنيم، برپايي حيات طيبه اسلامي يا جامعه نمونه اسلامي در اين سرزمين است. اين، هم مأموريت اعتقادي ماست، هم مأموريت تاريخي و هم پاسخگويي به مطالبه ملتها از ملت ايران است.
ملت ايران طي صدها سال و قرنهاي متوالي پرچمدار تمدن، فرهنگ، خدا پرستي، عدالت طلبي و علم بوده است. صدها سال ملت ايران براي ملتها و اقوام گوناگون الهام بخش و اميد آفرين بوده است. امروز به لطف خدا و به لطف حركت ملت ايران و برپايي انقلاب اسلامي يك بار ديگر اين مطالبه ملتها از ملت ايران زنده شده است و يك بار ديگر شرايطي فراهم آمده تا ملت ايران به جايگاه شايسته خود در نظام جهاني دسترسي پيدا بكند. اين مأموريت امروز ماست. دسترسي به بالاترين سطوح فرهنگ متعالي ايراني و اسلامي، اقتصاد پيشرفته و روان و نظام سياسي تأثير گذار و مقتدر در عرصة جهاني در مقابل ماست و ما بايد خودمان را براي جهشي بزرگ به سمت اين قافله آماده كنيم. اين تصميم و عزمي ملي است. اين تصميم ملت ماست و خواسته آحاد ايرانيان است كه بايد در رفتار، منش و تصميم خدمتگزاران متجلي بشود.
ما كارمند و خادم مردميم. مجري تصميمات ملي ملت ايران هستيم. امروز ملت تصميم گرفته است با پرشي بلند به نقطة اوج برسد و ما موظفيم اين را سازماندهي، برنامه ريزي و حركت كنيم. اين مأموريت امروز ماست.
در اين مسير كارهاي گوناگوني بايد انجام بشود. يكي از مهم ترين كارهايي كه بايد انجام بشود، اصلاح ساختارها و روالهاي اداري است. اين وظيفه دولت است. بايد ساختار اداري اي داشته باشيم كه ظرفيت حمل اين بار را داشته باشد. اگر يك ساختار اداري اي داشته باشيم كه با بازدهي0/6 و 0/7 كار بكند، نمي تواند اين بار را تحمل كند. ما به ساختار اداري چابك، منسجم، سريع و تصميم گير و مصمم بر اجراي تصميمات [نياز داريم]، والا يك سازمان در هم پيچيده اي در كشور كه در مركز تصميمي گرفته مي شود، با اهداف مشخص، وقتي وارد اين هزار توي سيستم اداري مي شود خروجي آن انطباقي با ورودي و تصميمات و اهداف ندارد. نه اينكه ندارد؛ بالاخره تطبيق آن بسيار پايين است، اين نمي شود و بايد اصلاح بشود.
نظام برنامه ريزي ما بايد نظامي بسيار روشن و شفاف [باشد] به گونه اي كه همه ملت و دلسوزان، هم بفهمند و هم امكان مشاركت در تحقق برنامه را داشته باشند. والا اگر كسي خيال بكند يك سازمان، يك اداره و مجموعه ادارات هستند كه اهداف را محقق مي كنند، اين تلقي صد در صد اشتباه است. ملت است كه يك كشور را مي سازد و نظام برنامه ريزي ما بايد به گونه اي باشد و برنامه اي را تدوين بكند كه هم در ادبيات، هم در جهتگيريها و هم در چرخش كارها ملت آن را بفهمد و همراهي بكند. ملت همراهي نكند هيچ برنامه اي محقق نخواهد شد و نظام برنامه ريزي و برنامه اي كه تحت تأثير فشارهاي سياسي، گروهي، گرايشهاي فردي و افراد نباشد [محقق نخواهد شد.]
بگذاريد برايتان دوسه تا مثال بزنم. ما ساختار اداري اي مي خواهيم كه كار كشور در كوتاه ترين زمان ممكن و با بازدهي بالا در آن انجام بشود. اگر يك تصميمي كه دو روزه بايد اتخاذ و اعلام بشود، شش ماه طول مي كشد و چيز ديگري در مي آيد ، يك جاي ديگر عيب دارد. چه كسي بايد اصلاح كند؟ يا اگر ما در نظام برنامه ريزي برنامه ريختيم كه بعد از 20 سال كار سد سازي 20 ميليارد متر مكعب آب جمع كرديم، اما شبكه اي كه اين آب را بين كشاورزان توزيع كند احداث نكرديم، يعني پول را زمين گذاشته ايم، تورم آن به مردم تحميل شده است، استهلاك سرمايه در حال اتفاق افتادن است، بهره اي هم نداريم يا آن طوري كه بايد بهره نداريم. اگر قيمت تمام شده يك محصول، يك ساختمان يا يك سد براساس فرمهاي موجود بازار بايد A﷼ باشد، در پايان ما مي بينيم 3 A﷼ ، شده، يك جاي كار ايراد دارد. بايد ايراد را برطرف كنيم. اگر ديديم در يك بخشي سه برابر پيشرفت كرديم و بخشهاي همجوارش حركت نكرده و رشد ناموزوني است كه نه آن كار خودش را مي كند و نه اين عقبيها مي توانند خودشان را برسانند، يك جاي كار ايراد دارد. پس بايد نظام برنامه ريزي يك نظام روشن و هماهنگ با اين چشم انداز باشد. از روالهاي اداري اي كه داريم همه مي ناليم ولي بالاخره بايد يك روز تصميم بگيريم و آن را اصلاح كنيم. يك بخش كوچك آن گرچه پرحجم است، اما به لحاظ تأثيرگذاري در كل برنامه شايد خيلي تأثير بالايي نداشته باشد همين مراجعات مردمي به سيستم است. بالاخره مردم اند ديگر، ما در خدمت اين مردميم. بعضي كارها هست كه از نظر ما خيلي كوچك است، چيز مهمي نيست، اما سرنوشت يك خانواده در گرو همان است. هيچ روالي براي آن نيست. نه اينكه نيست، روال روشني نيست، در اختيار افراد است.
سلسله مراتب اداري و نظام گزينش و ارتقاي مديران كاري است كه بايد انجام بدهيم. البته در اين زمينه ها كارهاي فراواني انجام شده است. زحمات فراواني كشيده شده است. اما به گمانم عمده اينها بر عهده سازمان مديريت و برنامه ريزي است. نمي خواهم سرتان را درد بياورم. شما بهتر از من مي دانيد. همين الان بيش از 50 پروژه در ذهن من حاضر است كه اين پروژه ها، هم به لحاظ زمان و هم به لحاظ قيمت تمام شده اصلا در هيچ چارچوبي نمي گنجد. به شما بگويم كه در همين سال 1383 تا 1384 ساختمان معمولي در يكي از شهرهاي كشور ساخته اند، متر مربع تمام شده 600 هزار تومان. با اين فهرست بهايي كه داديم بيرون و قيمتها بالاست. خوب است الان، واقعا شيرين است ديگر. با اين فهرست بها همه بالاسريها را بزنيم، آن ساختمان، دويست و سي چهل تومان در مي آيد. دويست و پنجاه تومان درمي آيد. اما در همين جا با اين نظام فني اجرايي كه ما داريم متري 600 هزار تومان ساخته است. در استانداردها؛ بالاخره در يك بيمارستان يك اتاقش چند متر كار مي خواهد؟ مدرسه اش چند متر مي خواهد؟ اين فرودگاه چه چيزي مي خواهد؟ اين بندر چه چيزي مي خواهد؟ نظام مشاوره، نظام پيمان كاري و نظام فني اجرايي؛ بايد متناسب با اين بشود. كار كيست؟ سازمان مديريت.
به اعتقاد من سازمان مديريت مغز برنامه ريزي و نظارت بر تحقق برنامه هاست؛ به عنوان يكي از شئون رئيس جمهور. طبق قانون اساسي امور برنامه و بودجه و اداري و استخدامي منحصرا در اختيار رئيس جمهور است كه مي تواند به افراد واگذار بكند، يعني سازمان مديريت بازوي رئيس جمهور در پيشبرد اهداف است. همه در دستگاههاي اجرايي همين طور هستند. چون دستگاههاي اجرايي كه جزاير مستقل از هم نيستند كه بگوييم آقا وزارت نيرو براي خودش يك جزيره و حكومت مستقل است، وزارت راه يك حكومت است، اين طور نيست. مجموعه قوه مجريه يك قوه است با يك مأموريت، يك تقسيم كار داخلي دارد. سازمان مديريت، جزو رئيس جمهور است. رئيس جمهور يك بازو مي خواهد كه جاي او در بسياري از موارد بينديشد، طراحي بكند، برنامه بدهد و بعد هم بر تحقق آن نظارت بكند. اين شأن سازمان مديريت است. سازمان مديريت بايد بالاترين سطح انديشه در نظام اجرايي و اداري كشور باشد. ساير قوا را هم دربرمي گيرد. چرا؟ به دليل اينكه رئيس جمهوري مجري قانون اساسي است و برنامه اي كه رئيس جمهور مي دهد بايد همه قواي ديگر را هم در بر بگيرد. من فكر مي كنم جايگاه سازمان مديريت اينجاست. بنابراين، سازمان مديريت بايد خودش را از كارهاي اجرايي كاملا خلاص كند؛ يك وزيري بايد پنج تا سد بسازد كه براي هر كدام هم امسال در بودجه ده ميليارد گذاشته اند كه 50 ميليارد شده است، تمام. تا سقف ده ميليارد براي هر كدام، اختيارش با وزير است. ما آخر سال از وزير پنج تا سد با اين مشخصات مي خواهيم كه بايد هم به رئيس جمهور و هم به مجلس جواب بدهد. اين قانون اساسي ماست و اتفاقا بايد روان باشد.
سازمان مديريت بايد آن قدر كارها و حيطه مسئوليتها را روان تعريف بكند كه پاسخگويي كاملا شفاف و معلوم باشد كه اگر سدي سر زمان تمام نشد يا قيمتش بيش از قيمت پيش بيني شد، يقه چه كسي را بايد بگيريم. الان كه معلوم نيست. الان طيفي از تصميم گيران هستند، خب ما بايد از چه كسي سؤال كنيم؟ به سازمان مديريت مي گوييم، مي گويد آقاي وزير. به وزير مي گوييم مي گويد تخصيص من را نداده اند، من گفته ام به اين دو ميليارد بده يك ميليارد داده. به اين يكي گفته ام پول نده، پول داده. خب ما از چه كسي بايد سؤال بكنيم؟ بايد سازمان مديريت و معاون رئيس جمهور در سازمان مديريت طوري طراحي بكند كه كارها بسيار شفاف و حيطه مسئوليتها تعريف شده باشد و اصلا سازمان مديريت حوزه اجرا نيست. وزير است، رئيس جمهور معرفي كرده مجلس هم رأي اعتماد داده است و وزير هم به رئيس جمهور و هم به مجلس بايد پاسخگو باشد. سازمان مديريت هم گزارشها را تهيه مي كند و به رئيس جمهور مي دهد. رئيس جمهور برخورد خواهد كرد.
اجازه بدهيم سازمان مديريت يك ذره سرش از اين كارهاي ريزه كاري خلوت بشود، براي كشور بينديشيم و آينده را پيش بيني كنيم. چه كسي بايد پيش بيني كند؟ همه از تحولات عقبيم. سازمان مديريت جسمش بايد الان باشد، انديشه اش 20 سال ديگر . يعني تا آنجا منحنيها را ترسيم كرده باشد، نه اينكه عبور كنيم گذشته را تحليل كنيم. بله گذشته را هم بايد براي اصلاح منحني درستي كه تشخيص داده ايم تحليل بكنيم. منتها اصلاحات در محدوده يك درصد، دو درصد و پنج درصد. البته در اين 26 - 27 سال انصافا در سازمان مديريت زياد زحمت كشيده شده، آن هم حاصل كار شماها و مديراني بوده كه آمده اند و حاصل كار برادر عزيزمان آقاي رهبر است. اما به نظر من يك خرده ريل را اشتباهي افتاده ايم . اين سوزن را بايد عوض كنيم. الان سازمان مديريت نبايد جاي رئيس تربيت بدني بنشيند، جايش آنجا نيست. نبايد جاي وزير بهداشت بنشيند، جايش آنجا نيست. سازمان مديريت كلان بهداشت كشور [را برنامه ريزي مي كند] آقاي وزير به نمايندگي از رئيس جمهور من اينها را از تو مي خواهم. اين هم بودجه آن است، به مجلس داده ايم تصويب كرده، بسيار خب اين درآمد حاصل شد بردار برو؛ آخر سال از تو مي خواهم. الان شما مي دانيد كه معاونت برنامه ريزيهاي وزارتخانه ها، استانداريها و خود شما در طول سال بخش عمده اي از بدنه سازمان مديريت درگير همين تخصيصهاست. برو بيا. چقدر جلسات گذاشته مي شود. چرا بايد اين طوري بشود؟
ممتازترين لايه كارشناسي كشور مطلقا نبايد وقتش براي اين چيزها تلف بشود. ما وزيرمان را هم همطراز كارشناس فرض كنيم. بگوييم آن هم به اندازه يك كارشناس؛ بالاخره آن خودش تصميم مي گيرد. منتها ضوابطش را ما بايد اعلام كنيم. يك چارچوب رواني بايد بگذاريم، هم آن كارش انجام بشود و هم ما بتوانيم به صراحت از او سؤال كنيم.
حالا كارهاي فراواني بايد انجام بشود. بعضي از آنها را برادر عزيزم آقاي رهبر گفتند. تبصره سيزده كار بسيار قشنگي بود. بالاخره خيلي از شماها دخالت داشتيد. كساني هم بودند از ده سال، دوازده سال، پانزده سال قبل كار، مطالعه و بررسي كرده بودند، اينها روي هم ريخته شده، يك تبصره شد. زمينه هاي ديگري هم هست. اين تازه دارد قطارش گرم
مي شود كه روي غلطك بيفتد. اين روي غلطك بيفتد، ان شاء لله پنج سال شش سال ديگر آثارش را خواهيم ديد. در ساير بخشها هم مي توانيم. بدنه كارشناسي سازمان مديريت آيا نمي تواند براي حل مشكل مسكن يك برنامه بدهد ما پنج سال بعد بگوييم آقا تمام شد ديگر. نمي شود كه تا ابد اسير باشيم. يك جواني مي خواهد ازدواج كند مانده، نمي تواند. آقاي رهبر! ميانگين دريافتي كاركنان دولت چقدر است؟
سيصد هزار تومان. در تهران بين خود و خدا با 300 هزار تومان چه جوري مي شود زندگي كرد. آن هم با اين الگوهايي كه رسانه هاي ما دارند از سطح زندگي معرفي مي كنند. ما هم ناراحت نيستيم. ما دوست داريم مردممان بالاترين سطح زندگي را داشته باشند، ولي بالاخره با اين الگو با 300 تومان؟ چند درصد براي مسكن است؟ آن كسي كه 300 تومان مي گيرد واقعا 60 تا 70 درصدش را براي مسكن مي دهد. امروز صبح در جلسه اي بوديم براي سهام عدالت. بحث بود كه كاركنان دولت را تا چه سطحي از آن بپوشانيم. يك نصابي را پيشنهاد دادند كه مثلا ما بگوييم اين قدر دريافتي. بعد يكي از دوستان گفت حالا بعضيها هستند كه شغل دوم دارند. گفتم اينكه خيلي بد است. اينكه فاجعه است. ما انسانها را مي خواهيم چه كارشان كنيم؟ مردم ما هستند. آقا دوشيفت، سه شيفت بايد زن و مرد پدر خودشان را درآورند، تمام جواني، اعصاب و انرژي خودشان را بگذارند، براي اينكه بتوانند دو تا سه اتاق چهل، پنجاه يا شصت متري اجاره كنند و خانواده تشكيل بدهند. آرمان ما كه اين نيست. ما نمي توانيم مشكل مسكن را حل كنيم؟ مي توانيم. چه كسي بايد اين گره ها را رفع كند؟ نگاه كند بگويد آقا مسئله مسكن در ايران. واقعاً نمي توانيد؟ مي توانيد. من شك ندارم. بنشينيد آن كميته يا آن گروه يا اداره كلي كه مسئول اين كار است، دفتر مسكن پنج نفر بنشينند، چه بكنيم؟ دو تا تصميم كليدي را طراحي بكنيم. هشت سال ديگر مشكل مسكن تقريبا حل بشود. بعضيها در دنيا حل كرده اند. با جمعيتهاي چندين برابر ما حل كرده اند. ما در ايران نمي توانيم حل كنيم؟ مي توانيم حل كنيم.
بحث اشتغال و صنعتمان؛ انتظار من از همكارانم در سازمان مديريت اين است كه در يك سطح انديشه بنشينند نظاره و طراحي بكنند، تصويب شد به نمايندگي از رئيس جمهور نظارت كنند و گزارش آن را به رئيس جمهور بدهند. آن وقت كشور شكل مي گيرد و شاهد اين نخواهيم بود كه منطقه اي از كشور در عقب ماندگي و فقر بسوزد و بعد مرتبا بخواهيم با وصله پينه كاري بكنيم و نشود. شاهد اين نخواهيم بود كه 20 تا فرودگاه ساخته ايم، براي هر كدام ده پانزده، بيست ميليارد تومان خرج كرده ايم، اما در آن پروازي اتفاق نمي افتد. شاهد اين نخواهيم بود كه دهها بيمارستان ساخته ايم، الان يا تجهيز نمي توانيم بكنيم يا پزشك نيست آنجا برود يا پزشك و تجهيزات هست، بيمار نيست. پزشك نمي رود چون بيمار نيست. بايد سازمان مديريت بيايد در جايگاه شايسته خودش قرار بگيرد. سازمان مديريت مركز انديشه است. كسي هم تلاش نكند كه سازمان را توي اين كارهاي اجرايي صرف بياورد. كار اجرايي مسئول اجرايي دارد. والا يك وزارتخانه هم درست مي كرديم، وزارت برنامه و بودجه مي گفتيم. آقا مدرسه و درمانگاهها را شما بساز اين هم بودجه؛ بعد يك سازمان مديريت هم درست مي كرديم كه شما را در تخصيص حسابي بچزاند.
واقعا اين نگاه من به سازمان مديريت است و فكر مي كنم به لطف خدا اين ظرفيت در همين سازمان موجود است؛ در لايه هاي گوناگون. كمي غل و زنجيرها را باز كنيد بياييد آن بالا بنشينيد. شما مي خواهيد به رئيس جمهور و نظام مشورت بدهيد. اين بالاترين سطح كارشناسي در كشور است. بله، ما با استادان دانشگاه هم مي نشينيم گفتگو مي كنيم. نظرات بسيار خوبي دارند. اما آن نظري كه صائب، عملياتي، دقيق و منطبق بر واقعيات كشور است، نظري است كه از ميان شما بيرون مي آيد. شما اطلاعات كشور و تجربه چرخش كارها را در كشور داريد. البته آقاي دكتر رهبر تلاششان را كردند، ان شاء لله آقاي مهندس برقعي هم در همين جهات تلاش مي كنند، شما هم كمك كنيد. هنر سازمان مديريت به اين نيست كه حالا مسئولين يك وزارتخانه مرتبا بيايند بروند در اتاق يك دفتر تلفيق يا دفتر چه بنشينند تا بخواهند 28 درصد تخصيص اين پروژه را بگيرند يا 22 درصد بگيرند. اين نيست. نگاه شما بايد به افقهاي دور باشد كه اين كاروان كه دارد مي رود جلو چه خبر است؟ در مسير چه خبر است؟ طوفان، سنگلاخ، برف، سرما، آفتاب يا دره است؟ چه جور آن را تجهيز كنيم كه اين كاروان به بهترين نحو از اين گردنه ها عبور بكند؟ و مرتبا اندازه گيري كنيد. چه در متن مردم، چه در سيستم اجرايي و چه در كارهايي كه انجام مي شود اندازه گيري كنيم و بعد اصلاح كنيم. آن جايي كه قانون و مقررات و هشدار لازم است. اين شأن سازمان مديريت و برنامه ريزي است. بايد بياييم آنجا بنشينيم و نگاه بكنيم و من فكر مي كنم اين توانمندي در سازمان مديريت وجود دارد. هيچ وقت دولت و رئيس جمهور چيزي را از شما نخواهد خواست كه از اين شأن پايين بيايد. اصلا؛ً جايگاه شما اين است، پايين بياييد مخدوش مي شود. بالاخره 27 سال گذشته ما بايد يك نظام اداري روشني داشته باشيم و تعريف كنيم.
نمي گويم همه را يك جا تعريف كنيم، چون نشدني است. همه را يك جا تعريف مي كنيم به قول يكي از دوستان، مجلس گير داده بود به نظام هماهنگ، ما هم يك سري چيزها را به هم چسبانديم گفتيم بگذاريم سركار. ما اين را نمي خواهيم. من صريح هستم. شوخي نداريم. ما كشور را مي خواهيم جدي اداره كنيم. نمي خواهيم اين طور باشد كه آقا سركار گذاشته ايم يك چيزي داديم كه حالا تا پنج سال بدوند، بعد هم معلوم نيست آخر آن چه در مي آيد.
ما اين را نمي خواهيم. ما مي خواهيم اگر كسي در اين كشور مي خواهد برود يك شناسنامه بگيرد معلوم باشد. ما مي خواهيم بعد از 20 25 سال كه داريم كار مي كنيم، بالاخره يك نظام جامع آماري و اطلاعاتي در كشور داشته باشيم . خيلي از شماها دانشگاهي هستيد. من تا حالا در خدمت چهل، پنجاه، شصت تا دانشجوي فوق ليسانس و دكترا بوده ام كه در موضوع حل مشكلات كشور تقريبا تحقيقات كاربردي مي دهند. يك مورد نشده كه با معضل دسترسي به آمار و اطلاعات برخورد نكنند، اين قدر اين دانشجو يا محقق بايد شامورتي بازي درآورد كه اين آمار و اينها را يك جوري جفت و جور كند و نتيجه اي بگيرد. بالاخره يك نظام آمار [بايد تهيه شود.] واقعا اين آقاي مدد كه رفته آنجا بگويد آقا دو سال ديگر تمام، همه بچه هاي برنامه و بودجه جمع شوند انديشه و فكر بدهند، طراحي بكنند بگويند آقا دو سال ديگر ما نظام اطلاعاتي داريم. هركس هرجا آماري توليد مي كند بلافاصله يك نسخه از آن به اين شبكه مي رود. واقعا اين شدني است. همين الان ما چقدر هزينه پژوهش مي دهيم؟ بالاخره من به عنوان كسي كه مطلع هستم، شما هم مطلع هستيد. چقدر از آن تكراري، ناكافي و ناكارآمد است. در مشهد يك جواني دارد عين همان كار را با همان روشي انجام مي دهد كه در اهواز دارد انجام مي شود. خبر هم ندارند. بعد اين دو تا تمام مي شود مي رود در كتابخانه، در تبريز يك جوان ديگر همان عنوان، همان موضوع و با همان روش. اي كاش يك روش ديگري را انتخاب مي كرد. مي گفتيم آقا از سه روش موضوع را بررسي كرديم، نتايج آن يكي شد يا نتايجش متفاوت شد. خب كجا بايد بررسي شود؟ اين مغز انديشه اينجاست. بايد بنشيند طراحي كند.
برنامة زمان بندي، ما هم در خدمتتان هستيم. بگوييم آقا بسيار خب در اين فاصله زماني تمام؛ ديگر مي بنديم و هركس هم خواست خارج از اين نظام اطلاعات كاري بكند اصلا بودجه به او ندهيم و دستش را از مديريتها كوتاه كنيم. نظام دارايي، اطلاعات جمعيتي و دانشجويي مان همين است، يعني الان وزير علوم، معاون دانشجويي آن، آقاي رهبر، معاون فرهنگي، از مدير فرهنگي مربوطه و مدير آموزش عالي مربوطه
بپرسيم آقا چقدر دانشجو داريد؟ امكان ندارد بتواند با پنج درصد نوسان بگويد. نيست ديگر. چند تا دانشجو داريم؟ نيست. موقعي كه مي خواهند بودجه بگيرند آمار دانشجو بالا مي رود، موقعي كه بگوييم بسيار خب حالا بايد هر دانشجو يك سطل آب در اين حوض بريزد، مي بينيم نصف مي شود. اين هست يا نيست؟ هست ديگر. مثل كوپن مي ماند. مي خواهي كوپن تقسيم بكني، جمعيت 80 ميليون نفر مي شود، وقتي مي خواهي ماليات بگيري جمعيت [كمتر مي شود.] خب اين نظام آماري را بايد طراحي كنيد. من به آقاي آيت اللهي گفتم و اين را به شما هم مي گويم. كار برنامه و بودجه است. بنشيند بگويد آقا چرا ما پانزده سال است داريم براي كارت ملي هزينه مي كنيم، هنوز كارت ملي [آماده] نيست. بعد بنشيند فكر بكند ما ده تا بانك داريم همه آنها هم بانكهاي دولتي هستند، هر كدام براي خودشان يك سيستم هستند، بعد اينها تازه با هم جفت هم نيستند، خب اينها كه با هم يكي هستند. بعد مي روي مي بيني هر كدام موازي چقدر پول نرم افزار و سخت افزار داده اند .چقدر مردم در اين سيستم اسير شده اند. باز هم مي بيني كاري انجام نشده است. اين همه پول داده ايم كه من الان ارقام آن را نمي گويم. شماها بهتر از من مي دانيد . چه كسي بايد بنشيند اينها را بررسي كند؟ بگويد آقا بيا اينجا ببينم چرا اين طوري است؟ برنامه ات را بياور، يا بنشيند برنامه بدهد كه هر ايراني يك كارت داشته باشد با هر بانكي كه كار دارد؛ وقتي به بانكي رفت حساب باز كرد همه جا بتواند پول جا به جا كند. اينكه ديگر الان در دنيا رايج است. طرف مي خواهد يك پول جا به جا كند، بايد هشت ساعت برود در صف، برود اين طرف، برود آن طرف يا چهل تومان مي خواهد از عابر بانك بگيرد كارت مي كشد خراب است. نمي شود؟ واقعا مي شود. شما بايد بينديشد. اينها مسائل كشورمان است. اتلاف منابع همينهاست. يا برويم در صنعتمان، كشاورزي، آموزش عالي و آموزش و پرورش. نمي گويم كار نشده، خيلي كار شده و من نمي خواهم كارهاي انجام شده را زير سؤال ببرم. بالاخره ما هر دفعه بايد نگاهمان به آينده باشد. اگر به وضع موجودمان راضي باشيم كه متلاشي هستيم. مي گوييم بسيار خوب آمده ايم تا پلة شصتم اما تا پلة دو هزارم خيلي بايد برويم.
در مصرفها، مصرف انرژي؛ همه مي گوييم حالا حمل و نقلش يك ساماني پيدا كرد. مصرفي انرژي فقط در حمل و نقل است؟ خب الان ما داريم شبكه گاز را گسترش مي دهيم چه كسي بايد ببيند اين 20 سال ديگر چه مي شود؟ سازمان مديريت. ما بايد از الان نگاه بكنيم و مراقبت كنيم. البته اينجا من مي خواهم يك خواهشي هم از همه مؤثرين در كشور داشته باشم. چه مسئولين استان، بزرگان استاني، كشوري، نمايندگان محترم مجلس؛ برنامه ريزي تحت فشار نمي شود. نه فشار واقعيتهاي بيرون. سخت ترين معضلات اجتماعي را مي شود باز كرد و راه حل برايش پيدا كرد. اما تصميم گيري تحت فشارهاي سياسي برنامه را به هم مي ريزد. مثالش همين لايحه است كه ما براي بنزين داده ايم. ما گفتيم آقا سه و نيم ميليارد دلار بنزين مي خواهيم، نمايندگان عزيز گفتند نه شما دو و نيم بيشتر لازم نداريد، يك ميليارد را ما چيزهاي ديگر جايش مي نويسيم. اشكالي ندارد. چيزهاي ديگر هم براي كشور لازم است، ولي اين خارج از برنامه است. شما بگوييد دولت براي اين چيزها لايحه بياور. ما مخلص شما هم هستيم. مي رويم در چارچوب برنامه نگاه مي كنيم، تنظيم مي كنيم و مي آوريم. ما كه دنبال كاريم. ظاهر قضيه ما خيلي خوشحاليم شما پول مي دهيد براي فعاليت عمراني. اين دولت هم كه كارش اين است يعني دنبال كار كردن در كشور است. اما واقعيت اين است كه به هم مي زند؛ تحميل پروژه هايي كه در برنامه نبايد باشد. ديده ام مثلا در يك منطقه اي از كشور يك شخصيت مؤثري است، مي آيد مشكلش را به من مي گويد، نسخه اش را هم خودش مي پيچد. مي گويم آخر عزيز من، برادر من، خواهر من، بالاخره به اين پزشكان اعتماد كن. شما مشكلت را بگو. اگر خودت مي گويي، نسخه اش را هم مي دهي و دارويش را هم مي گويي پس چرا پيش ما آمده اي؟ شما گفتيد مشكل رفت و آمد داريم. اين مشكل رفت و آمد را اجازه بدهيد برنامه ريزان كشور تصميم بگيرند چطور باشد كه به نفع كشور باشد. نه اينكه تحت فشار يكي از دوستان براي منطقه اي نمي گويم خيلي محروم ولي نسبتا محروم سر جمع يك شهري است بيست هزار نفر جمعيت دارد، يك خط راه آهن بكشيم. فكر مي كند راه آهن يعني پيشرفت. مي گويم آخر برادر من راه آهن هر يك كيلومترش سه ميليارد، پنج ميليارد، چهار ميليارد خرج دارد. اين قوسها، شيب و.... نمي شود. شما نياز نداريد. مگر چند تا ماشين از اينجا اصلا عبور مي كند؟ چند تا مسافر هست؟ شما چقدر بار داريد؟ چقدر كشاورزي داريد؟ اگر بخواهيد يك خط راه آهن بكشيد و اگر بخواهيد اقتصادي بشود حداقل بايد روزي صد تا قطار از روي آن رد بشود. آن هم با اين بار و اين مسافر والا يك خط بكشي هفته اي يك دانه . مثل فرودگاهي كه الان ساخته ايم هفته اي يك پرواز 60 نفره مي رود آن هم نصفش پر نمي شود. اينها منابع مردم و كشور است. از اين حرفها با هم زياد داريم. شماها بهتر از من اينها را مي دانيد. مي دانم همه شما از بسياري از اين معضلات ناراحت هستيد. اين را من مي فهمم. خواهش من اين است كه همه كمك بدهيد جايگاه سازمان بايد به جايگاه شايسته خودش برود. آقاي عسگري آزاد چند نوع دفترچه بيمه در كشور داريم؟ حالا براي اينكه آقاي عسگري آزاد هم در جريان باشند دوازده نوع دفترچه بيمه در كشور داريم. هفت هشت تا هم خيلي بد است. دوازده تا دفترچه بيمه؟ واقعا آقاي عسگري آزاد چگونه مي خواهد برايش بودجه بگذارد؟ براي چه كسي مي خواهد بگذارد؟ خب نمي شود. شما مي توانيد بگوييد متولي بهداشت و درمان طبق قانون اساسي دولت است، ما بايد پاية آن را فراهم كنيم، بسم لله پايه را تعريف مي كنيد. يك دفترچه براي تمام ايرانيان . تمام شد، هركس متولد شد يكي برايش صادر مي كنيم. اصلا يك كارت ملي مي دهيم، همان دفترچه بيمه اش است. چقدر كامپيوتر، يارانه، چاپگر و سخت افزار كه الحمدلله مشكل نداريم؛ فراوان. نرم افزار هم كه موازي هزاران نوع نرم افزار سفارش داده ايم. حالا بماند چه پولهايي داده شد. خب بابا اين يك طراحي است. آقاي عسگري آزاد و دوستان واقعا مي توانيد؛ بنشينيد طراحي كنيد بگوييد آقا اين نظام بيمه ما [است.] يك كارت مي دهيم سه تا كد دارد، سه طبقه است. اين فرانشيز نمي دهد چون تحت پوشش كميته امداد و ... است. اين ده درصد فرانشيز مي دهد، اين هم بيست درصد فرانشيز مي دهد. تمام. راحت كنيم. حتما هزينه هايمان پايين مي آيد. بعد مي توانيد در آن مصرف دارو را كنترل كنيد.
شما مي دانيد الان متأسفانه بعضيها هستند در نظام دارويي و درماني دارند سوء استفاده مي كنند. علي رغم اين [خيل] عظيم انسانهاي صالح و صادقي كه با عنوان دكتر، پزشك، پرستار، بهيار و دارو فروش دارند خدمت مي كنند، يك عده هم هستند كه دارند از اين به هم ريختگي نظام بيمه ما [سوء استفاده مي كنند]. كارشان اين است كه دفترچه پر كنند. اصلا پورسانت مي دهند كه برايشان بيمار بفرستند كه مرتباً MRI كنند. مي توانيم اينها را واقعا اصلاح كنيم، بعد كه شما در شبكه آوردي، معلوم مي شود. آقا يك آدمي هست در يك جايي كه بر خلاف سوگند پزشكي اي كه خورده دارد مرتبا روزي سي تا-هر كسي كه پيش او مي رود- سي تي اسكن MRIآن هم به يك جاي مشخص و اگر از جاي ديگري بياورند ، نمي پذيرد. مي توانيد برويد سراغش. آقا جان چطوري است؟ اين چه جور پزشكي است؟ هر كسي مي رود از دم برايش شش دارو تا مي نويسد، بعد هم از داروخانه فلان جا بايد بگيري. اينها را واقعا مي شود اصلاح كرد. يك دفعه با آقاي رهبر، آقاي لنكراني و خود آقاي عسگري آزاد سرانگشتي حساب كرديم؛ اين پولي كه ما داريم براي بهداشت و درمان مي دهيم، همه ايرانيها را مي توانيم با هزينه كمتر بيمه كنيم. اين كار شماهاست.
در هر بخشي برويم همين طور است و انتظار من از همكاران عزيزم در سازمان اين است. خب بايد حالا تشكر بكنيم. جناب آقاي دكتر رهبر از نيروهاي دلسوز، فداكار، علاقه مند و صادق در كشور ما هستند وهمواره در حال خدمت بوده اند، در اين يكسال و دو سه ماه هم خدمات ارزشمندي كردند و واقعاً يار و مددكار صميمي دولت بودند، من از ايشان تشكر مي كنم. به اتفاق با هم ترجيح داديم كه ايشان در جاي ديگري خدمت بكند. جا هم براي ايشان باز است، ايشان يار دولت، كشور و مردم هستند، بالاخره مسئوليت اداره كشور با رئيس جمهور است و رئيس جمهور بايد برنامه هايش را با همكارانش جلو ببرد. سرعت كم و زياد مي شود، جا به جايي و تغيير آرايش نيروها هست كه اين فقط يك آرايش جديد است، نفي و طرد كسي نيست. چون ما دوست صميمي هستيم و خواهيم بود، هر دو دنبال كشور هستيم و با اين چيزها هم نه كسي مي رنجد و نه كسي در جايي خوشحال مي شود كه واي چه شد! نه هيچ خبري نيست. خودشان گفتند چوب امدادي است، مي روند پشت سر هم، مجموعه كشور است كه بايد موفق بشود. من صميمانه از ايشان و همه همكاران عزيزم، معاونين آنها و كساني كه در سازمان صادقانه براي اعتلاي ايران عزيز دارند تلاش مي كنند تشكر مي كنم. جناب آقاي مهندس برقعي هم از برادران بسيار خوب هستند كه ايشان هم زندگيشان را وقف انقلاب كرده اند؛ يعني در طول 28 29 سال كه بنده ايشان را مي شناسم، ايشان خارج از كار آرماني، انقلابي و كار براي كشور كاري انجام نداده؛ يعني هيچ گاه نشده كه برود براي خودش، مثل اكثريت شماها كه خودتان را براي خدمت وقف كرده ايد، ايشان هم همين طور است، هميشه بوده و انساني مبتكر، خلاق و مدير است.
ايشان در صحنه هاي گوناگون به خصوص در برنامه ريزي و نظارت مديريتهاي خوبي را انجام داده كه البته پايه اش فني است، اما شاخه هاي آن در برنامه ريزي و مديريت هم هست. ان شاء لله با همراهي، همكاري و همدلي شما سازماني همدل، با نشاط، انديشمند و انديشگر در سطح بالا مي تواند كشور را با سرعت و سلامت بيشتر و هزينه كمتر به قله ها رهنمون بكند. من از آقاي رهبر تشكر مي كنم و براي همه شما عزيزان كه هر كدام از شما سرمايه هستيد، پارسال گفتم نيروهايي كه در سازمان مديريت هستند سرمايه هاي كشور هستند و اين ناشكري است كه ما از اين سرمايه در جاي خودش استفاده نكنيم. كسي كه مي تواند بينديشد من به او بگويم شما بيا برو مثلا اين ميز را جا به جا كن. آن هم ارزشمند است، لازم است و بايد انجام بشود، اما هر كدام بايد در جاي خودش انجام بشود. براي همه شما و برادر عزيزمان جناب آقاي برقعي، نمايندگان عزيزي كه حضور دارند، برادران خوب، صميمي و انقلابيمان از خدا موفقيت طلب مي كنم، اميدوارم با همت شما، با همت همه مان و همت همه ملت ايران اين افق بيست ساله ان شاء لله در زمان خيلي زودتر محقق بشود. موفق و پيروز باشيد.
والسلام عليكم و رحمة الله